| جوانکی را دیدم که می گوید من کمبود محبت دارم و کسی را می خواهم که به من محبت کند . کسی مرا درک نکرده ، کسی مرا درک نمی کند...
خندیدم در حالی که در درونم طوفانی بود . ارام گفتم : برادر تو هنوز ظرفیت خودت را درک نکرده ای ، تو خودت را درک نکرده ای ، وگرنه محتاج درک دیگران نبودی .
و گفتم کسی که با این همه محبت از خدا ، کمبود محبت دارد ، کسی که محبت خدا او را پر نکرده ، دیگر محبت چه کسی او را سرشار می کند!؟
بیچاره،تو که دریای محبت را احساس نکرده ای ، با قطره های به منت الوده ی این ادم ها چه می کنی ؟
*برگرفته از کتاب ایه های سبز از استاد صفایی حائری * نوشته شده توسط زینب سادات قوام در یکشنبه 19 مهر1388 ساعت 14:31 | لینک ثابت |
|