| از زمین و اسمان غم می چکید
از نگاه ماه ، ماتم می چکید
اشک پنهانی ز چشم کاروان
بر غمی چون کوه ، نم نم می چکید
خون سرخ لاله از گلبرگ گوش
روی شانه مثل شبنم می چکید
در کتاب شور و ایثار و وفا
قصه های عشق کم کم می چکید
از فراز و از فرود حادثه
جلوه های صبر هر دم می چکید
بر دل زینب ز دستان خدا
قطره های ناب مرهم می چکید
در شب صحرا و بر ذهن زمان
ظهر عاشورا دمادم می چکید
کاروان می رفت و بر این ماجرا
اشک از چشم خدا هم می چکید

نوشته شده توسط زینب سادات قوام در یکشنبه 27 بهمن1387 ساعت 22:31 | لینک ثابت |
|