تبليغاتX
<روی موج نور>

ّ

در چنین روزی...!؟

 

یک سال قبل در چنین روزی :

                                      <<   سلام سلام سلام . . . . . . ۷ تا سلام !

  سالهاست شنونده ایم و هوادار پروپا قرص >> رادیو جوان <<

اما کمی دیر آمدیم.

 ما همیشه بودیم .

 ولی این بار آمده ایم تا بودنمان رو در کنار شما بر صفحات دوستی و محبت حک کنیم .

 می خواهیم آمدنمان را برای همیشه جاودان کنیم .

 آمده ایم تا بر حلقه دوستی هایمان گره ای محکم از جنس وحدت و محبت بزنیم .

و آرزوهایمان را در رگهای صدای عاشقانی فریاد کنیم که تمام آرزویشان گفتن است .

آمده ایم تا گفتنی ها را از زبان گویندگان تا قلب شنوندگان به موج در آوریم .

از این دریای مواج تا به آسمان هفتم آرامش همراهمان باشید .>>


و امروز : 27 مهر ماه 1387 هجری خورشیدی :
 

12 ماهه که متولد شده ، 365 روزه که داره زندگی می کنه ، 8760 ساعته که داره نفس می کشه ، 525600 ثانیه ست که داره بودن و تازه شدن رو تجربه می کنه .

اولش هم مامان داشت هم بابا ! (البته با این تفاوت که باباش ، خواهر مامانش بود  )یه خاله مهربون هم پیدا کرده بود که خیلی ماهه ، اولین کسی بود که اومد و دیدش و نوازشش کرد . خیلی چیزا بهش یاد داد. اسمش خاله زهره (بهتاج) بود ! البته بعد از اون هم دوست های خیلی خوبی پیدا کرد.اما تو 6 ماهگی باباش رو از دست داد (یعنی باباش ترکش کرد!!!) و از اون به بعد مامانش هم براش مادری کرد هم پدری !

کوچولوی ما الان یک ساله شده . 12 ماهه که داره حرف می زنه ، داره می نویسه ، کوچولوی ما از همون روز تولدش شروع کرد به حرف زدن و نوشتن . تصمیم گرفت باشه اما نه هر بودنی ! دوست داشت اونی باشه که هر روز حس بودن ، طعم جدیدی براش داشته باشه . تصمیم گرفت بنویسه اما نه هر نوشتنی ! دوست داشت واژه ها و کلمات در اختیار احساسات و تفکرات اون باشه ، نه این که واژه ها ، اندیشه های اون رو به بازی بگیرند و به تکرار بیفتند .

هنوز هم دوست داره همین طور باشه . اصلا" واسه همینه که داره نفس می کشه . صدای قلبش رو می شنوید ؟ اخه قلب اون با دلگرمی شعار " شنیده می شوید " هست که داره تاپ تاپ می زنه !بگذریم که گاهی قلب کوچیکش تا مرز سکته پیش رفت و چند روزی هم تو ای سی یو بود ، اما به خیر گذشت !!!

و اما....

یک سال بعد در چنین روزی ؟؟؟؟؟!!

فکر می کنید این کوچولو که سال بعد میشه دوساله ، چه اتفاقی براش می افته ؟ ایا هست ؟ اگه هست و قراره باشه ، باید چه جوری باشه ؟! که وقتی برمی گرده و خاطرات یک سالگیش رو مرور می کنه ، به تکراری بودنش حسرت نخوره و شما همیشه حس تازگی رو ازش احساس کنید ؟
تویی که این مدت یه دوست خوب برای این کوچولو بودی و کنارش بودی و تنهاش نذاشتی ، الان وقتشه که از دوستت انتقاد کنی و برای بهتر شدنش پیشنهاد بدی !


 


نوشته شده توسط زینب سادات قوام در شنبه 27 مهر1387 ساعت 10:4 | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی وبلاگ


اینجا مکانی ست برای سوار شدن بر قایق اندیشه ... درست روی موج نور در دریای جوانی!

اهالی رادیو جوان

باشگاه رادیویی جوان
پرواز شب "شاهین شرافتی"
دورها اوایی است که مرا می خواند "هانیه جوادی منش "
انکار ما "میثم فکری "
وبلاگ برنامه "منطقه اختصاصی"
حلقه وب رادیو جوان
ساده ام ...همین *قاسم اورنگی*
بید مجنون * فاطمه صداقتی *
ستاره زد سلام کن * وحید جلیلوند *
ازاد وش * رضا افتابی *
هستم*سید علی ضیا*
یک سبد ترانه *رضا عزتی*
هامش *حامد مرادیان*
نوشته جات *حامد جوادزاده*
آبینه ها *نادر ختایی*
رویای صدا *سعید پورمحمودی *
یه شنونده * آقای حسینی *
وبلاگ توپ *پاتوق هفتایی ها*
سایت اختصاصی رادیو جوان *پارازیت*

آرشیو

حلقه وب رادیو جوان

وبلاگ گروه "جوان و اندیشه"
فرکانس برتر *زهره بهتاج*
گل یاس *زهره*
صدای جوان ایرانی *فائقه*
تسنیم آفرینان *میلاد تائبی*
حس ششم *ستاره*
کافه اندیشه جوان *سابینا*
جوانان رادیو جوان *پیام*
وایستا همین جاست! شبکه رادیویی جوان *عرفانه*
تا انتها حضور * ریحانه *
آنتن پر سر و صدا *فاطمه*
اکسیر جوانی *معصومه*
به کجا چنین شتابان!
جوان ... * سولماز و فرزانه *
دل نوشته های بارانی * پریسا دختر پاییزی *
یک سبد نجوای زمینی *یه مسافر ، یه قریبه *
دختر بارونی *عرفانه *
دو قطره تا اشک *نویسنده نجوای ملکوت*
پابرهنه زاده ی کوچه های احساس
فراتر از بودن * پریا ابراهیمی *
رویای زخمی پروانه *هانیه *
تک مضراب جوانی *نون.الف*
کنج خیال *نیلوفر*
جوان ناکام *- - - - جون! *
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ radiojavanfans محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم