تبليغاتX
<روی موج نور>

ّ

اعمال شود!

مجمع عمومی دل های سوخته ی جهان تشکیل شود ، برای انتخاب شکسته دل ترین عاشقان رای گیری به عمل اید.

اعضای ابدی عشق و اعضای علی البدل هوس تعیین شوند!

فراکسیون جمالی و جلالی،سکری و سهوی،خراباتی و مناجاتی در مجلس محبت تشکیل شود.

اخبار دل عاشقان از طریق کانال محبت الهی در تمام موجودات جهان پخش شود.

نمایندگان صدایشان را به گوش همه سبزینه های جهان برسانند.

ایا مسئله ازلی فراق به صورت ابدی حل خواهد شد؟

ماده واحده ی معشوق را با چه دلایل سوزناکی باید از تصویب دلدادگان گذراند؟

مسئله ی حقوق عاشقانه ی نگاه ها ،اضافه کاری فراق ، بیمه بازنشستگی سینه سوختگان ، مزایای شاعران ، پاداش دل شکستگان پرداخت شود.

خدمت زیر پرچم شقایق ها برای همه عاشقان لازمست.

تمرین سرب ، از پل های عظیم خواهش پریدن و به رودخانه ی هولناک عاطفه سقوط کردن ،

و این دانشگاه دل دادگان خواهد بود .

هیچ کس نباید پشت کنکور کبریا بماند.

همه باید ویزای ورود به ملکوت داشته باشند!

(احمد عزیزی)


نوشته شده توسط زینب سادات قوام در شنبه 29 فروردین1388 ساعت 15:39 | لینک ثابت |

یک خاطره,یک اغاز

محمد پسر اول من می خواست به دنیا بیاید و این تجربه اول ما بود. نصف شب بود که درد به سراغ مادرش امد . با داروهایی که می شناختم و با گل گاوزبان و تخم شوید کارسازی نمودم ، ولی درد زایمان بود و شتاب می گرفت.

به منزل پدر امدم . هنوز ساعاتی تا اذان صبح مانده بود . مادرم با چند نفر از بستگان به پذیرایی مادر محمد مشغول شدند و مرا از اتاق تبعید کرد .من از دور فریادها و ناله ها را می شنیدم و زمان بر من کند می گذشت . تجربه اول من بود . حدود طلوع افتاب خانم دکتر تشیدی را اوردیم . با خیال راحت تری در انتظار تولد نشستیم . فریادها و ناله ها زیادتر می شد ، اما از ولادت خبری نبود . مادرم را صدا زدم . من اشفته بودم . پرسیدم مشکلی هست؟جواب داد : کار زایمان طبیعی است. گفتم پس چه وقت فارغ می شود؟با این همه ناله کی کار تمام می شود؟

خندید و گفت:تا نای نالیدن دارد و توان فریاد کشیدن دارد ، نمی زاید . انجا که درد توانش را گرفت ، فارغ می شود...

مدتی گذشت . از نای افتاده بود و فقط زنجموره بود که صدای گریه محمد بلند شد...

این جا بود که فهمیدم تا نای نالیدن داری و تا انجا که توان داری ، ولادتی نیست . راه انجا اغاز می شود که تو به پایان می رسی.

* برگرفته از کتاب ایه های سبز از اثار استاد صفایی حائری (عین.صاد) *

 


نوشته شده توسط زینب سادات قوام در دوشنبه 17 فروردین1388 ساعت 15:41 | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی وبلاگ


اینجا مکانی ست برای سوار شدن بر قایق اندیشه ... درست روی موج نور در دریای جوانی!


اندیشه من :

اوازه ی او
در سینه ی شب,
این نکته می گفت
این شعله می زد
با عزم رفتن
از رنج و از غم,
هم می توان ره توشه برداشت
هم می توان اسوده پر زد.
غم, اموزگار شاد شب هاست.
غم, اینه دار روی دنیاست.
غم, دعوت دیدار محبوب.
غم, بانگ بیدار سفرهاست.
اوازه ی او,
اهنگ رفتن,در سینه ام ریخت
اشفته ام کرد,اواره ام ساخت,
تا در من اویخت...

اهالی رادیو جوان

باشگاه رادیویی جوان
پرواز شب "شاهین شرافتی"
دورها اوایی است که مرا می خواند "هانیه جوادی منش "
انکار ما "میثم فکری "
وبلاگ برنامه "منطقه اختصاصی"
حلقه وب رادیو جوان
ساده ام ...همین *قاسم اورنگی*
بید مجنون * فاطمه صداقتی *
ستاره زد سلام کن * وحید جلیلوند *
ازاد وش * رضا افتابی *
هستم*سید علی ضیا*
یک سبد ترانه *رضا عزتی*
هامش *حامد مرادیان*
نوشته جات *حامد جوادزاده*
آبینه ها *نادر ختایی*
رویای صدا *سعید پورمحمودی *
یه شنونده * آقای حسینی *
وبلاگ توپ *پاتوق هفتایی ها*
سایت اختصاصی رادیو جوان *پارازیت*

آرشیو

حلقه وب رادیو جوان

وبلاگ گروه "جوان و اندیشه"
فرکانس برتر *زهره بهتاج*
گل یاس *زهره*
صدای جوان ایرانی *فائقه*
تسنیم آفرینان *میلاد تائبی*
حس ششم *ستاره*
کافه اندیشه جوان *سابینا*
جوانان رادیو جوان *پیام*
وایستا همین جاست! شبکه رادیویی جوان *عرفانه*
تا انتها حضور * ریحانه *
آنتن پر سر و صدا *فاطمه*
اکسیر جوانی *معصومه*
به کجا چنین شتابان!
جوان ... * سولماز و فرزانه *
دل نوشته های بارانی * پریسا دختر پاییزی *
یک سبد نجوای زمینی *یه مسافر ، یه قریبه *
دختر بارونی *عرفانه *
دو قطره تا اشک *نویسنده نجوای ملکوت*
پابرهنه زاده ی کوچه های احساس
فراتر از بودن * پریا ابراهیمی *
رویای زخمی پروانه *هانیه *
تک مضراب جوانی *نون.الف*
کنج خیال *نیلوفر*
جوان ناکام *- - - - جون! *
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ radiojavanfans محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم