| امشب تکرار لحظه های خاطره است ... و امشب دوباره "یلدا" عاشق می کند ...
می نشینم لب پنجره و نگاه می کنم این قصه شدن ها و خاطره شدن ها را .یلدا امشب بهانه ای است
برای خط زدن و برای فردا بهانه اغاز نوشتن.یلدا وسیله ایست برای بردن و اوردن . نمی دانم همان قدر که
زمستان یلدا را عاشقانه دوست دارد ، پاییز نیز؟!
و همین برف عاشق ...چرا این طور نگاهش می کنی ! اگر عاشق نبود که نمی نشست و انتظار نمی
کشید ! اگر عاشق نبود زیر افتاب نمی ماند و ذوب نمی شد ! .... این سردی اش را جدی نگیر ، گرمای
عشقش را احساس کن .اما این برف یادش نرفته که "یلدا" شاید وسیله ایست که برای او فرستاده شده
تا عشق را از دل پراشوب برگ های زرد پاییزی به امانت گرفته تا به او هدیه کند . یادش نرفته لحظه های
اخر برگ های پاییزی را ...که نفس هاشان در رگ خش خش له شدن های زیرپا ، فقط توان گفتن یک
حرف را داشتند....

حکایت " یلدا " برای من و تو هم تکرار می شود . هرسال....و شاید هر لحظه !
یادت باشد که زندگیت پر از همین" یلدا "هایی است که بهانه ای ست برای هزاران افرینش و خلقتی نو.
یادم باشد که این " یلدا " ها را که وسیله ایست برای باریدن و پاکی در ذهنم ماندگار کنم .
یادت باشد که طولانی شدن امشب هشداری ست برای کوتاهی تدریجی .
یادم باشد ان بهانه ی بیداری را .....
یلداتون پر از خاطره های خوش 
نوشته شده توسط زینب سادات قوام در شنبه 30 آذر1387 ساعت 14:47 | لینک ثابت |
|