تبليغاتX
<روی موج نور>

ّ

اندیشه هایی از نور

سلام!

در پست قبل صحبت از وظیفه جوانان امروزی بود. صحبت از ادامه نهضتی که اغاز کننده های ان ، ازادمردانی بودند که به دستور امامشان به تحقق اندیشه های ناب پرداختند. صحبت از ادامه مسیری که ارمغان هایش تفکر، اندیشه ، پیشرفت و استقلال بود.

اما چگونه؟!چگونه می توان از شعاری بودن این کلمات و جملات به حقیقت انها رسید؟چگونه...؟
و سوالات زیادی که در ذهن ما نقش بسته اند ، و باید به این سوال ها پاسخ داد!
گام اول چیزی نیست جز شناخت خویشتن. شناختی که منجر به شناختی عظیم تر و مهم تر میشود : شناخت خدا. "من عرف نفسه فقد عرف ربه " . شناختی که زاویه دید انسان را به دنیای اطراف، به اهداف و به حقایق بازتر و جدیدتر می کند.
پس باید حرکت کرد در مسیری نو. در مسیری از نور. نوری که تمام شناخت ها را بر دل انسان می تاباند.نوری پر از اندیشه.اندیشه هایی ناب!نوری که تو را می برد تا چشمه نور. تو را می برد تا حقیقت. نوری که سرچشمه همه اندیشه ها و علم هاست.نوری که همواره مهجور بوده و امروزه به جای سیر در عمق ان ، بیشتر ظاهرش را می ستایند!

نوری که چراغ قلب هایی را که بر اثر غفلت ها خاموش شده ، دوباره روشن می کند.بی تردید اندیشه هایی از نور برترین اندیشه هایند.پس از همین حالا با هم ، با طهارت دل از غفلت ها
و ناپاکی ها ، وارد نور می شویم.وارد کلمات نورانی که حرف به حرفش تو را به اندیشه وا می دارد!

قران! کتابی که کلامش حقیقت زندگی را بیان می کند و تو را به خودت می شناساند و خدایت را به تو.
برای اندیشه و تفکری درست و مثبت باید از همین جا اغاز کرد.چرا که تو را سراسر به تفکر و اندیشه دعوت می کند و در کلامش با ذکر 18 بار از افعالی چون تتفکرون(3 بار)،یتفکرون(11 بار)،
یتفکروا(2 بار)،تتفکروا(1 بار)،فکر(1 بار) اهمیت اندیشه و تفکر را یاداور می شود.

پس دعوتش را اجابت می کنیم و اندیشه می کنیم در اندیشه های نور.
به همین دلیل تصمیم گرفتم در پست های بعد ، در کنار مطالب ، ایات قرانی رو که با ایام و یا مناسبت های خاص ، مطابقت داره و یا ایات کلیدی که کاربرد بیشتری در زندگی روزمره داره با روشی جالب و جذاب مطرح کنم.

اندیشه هایتان سبز و پویا ...                                                                                                  



نوشته شده توسط زینب سادات قوام در جمعه 24 خرداد1387 ساعت 12:3 | لینک ثابت |

برایم می گفت...

برايم مي گفت....

از صادقانه هايش...!

از نگاه هاي عاشقاني که هنوز برق چشمانشان در کلمه ناشناخته "عشق" سوسو مي زند.
از قلب هايي که مي تپيد ، نه براي زندگي ! مي تپيد براي ازادگي ، براي تحقق انديشه هاي ناب!
برايم از نور مي گفت...
از نور...!
نوري که در کالبد جسمي ارامش يافته بود. جسمي که عين نور بود. نور علي نور! نور خدا بر مردي از
روح خدا.نوري که تا قلب هاي پاک انسان ها نفوذ کرد ، و قدرتي بود براي تحرک و تکاپو. براي رفتن تا
عشق و رسيدن به خدا.همان نوري که مي گفت ، پاهايش از معجزه قدرت ان قدم به قدم تا ازادي

پيش مي رفت.
نگاهش خاطرات را زنده مي کرد. حتي براي من ! که نبودم.....که نديدم....
حرف هايش به دلم نشست. از دل مي گفت. از دل هايي که شيفته بود. از دلي که دل ها را شيفتهکرده بود! مي گفت از او ، با او ، تا خدا رسيديم. در همان صحنه هاي حضور ، در همان کلماتي که برکاغذ هاي انديشه حک مي کرد. انديشه هايي که مي دانستيم با بيانشان خونمان را مي ريزند. و میريختند...اما بي خبر بودند که ارمغان فدا شدن جان ما ، نجات جان انديشه بود. و اين همان نجاتانسان است.

بغض راه گلويش را گرفت. اشک هايش من را متحول کرد. به خودم امدم !
وطن ، دفاع ، قيام ، خون ، شهيد، ازادي ، امام ، ايران ،...
به معامله اي که با خدا کردند فکر کردم...هدفشان به دست اوردن ازادي ، ازادگي و استقلالي بود که دردل "دين "گذارده شده بود.تا من بذرهاي انديشه هايشان را ابياري کنم ، تا سبز شوند. حالا انديشههايي که در قرمزي خون پاکشان پنهان شده بود ، سبز مي شوند.حالاست که مي فهمم دفاع، خون،صحنه هاي حضور ، ازادي خواهي و جان فدايي يعني همان بارور شدن بذر انديشه انسان.
و فکر مي کنم...که نگاه داشتن اين بذر و به ثمر نشستن ان سخت است ، سخت تر از کاشتن ان!
چقدر بايد در تکاپو بود! چقدر بايد دانست! چقدر بايد عمل کرد! و چقدر...ممکن است.

پس ، امروز ادامه نهضت است. در قالبي ديگر ، در لباسي ديگر.امروز ادامه لبيک به نداي مردي استکه انسانيت و انديشه هايش را زنده کرد.امروز براي انتظار فرج بايد رفت و ادامه داد. وبايد حرکت کرد درمسير دانش ، تفکر ، خلاقيت ، فرهنگ و در يک کلام تحقق کلمه"انسانیت".

از غم دوست در اين ميکده فرياد کشم                    دادرس نيست که در هجر رخش داد کشم

 سال ها مي گذرد ، حادثه ها مي ايند
انتظار فرج از نيمه خرداد کشم



نوشته شده توسط زینب سادات قوام در پنجشنبه 9 خرداد1387 ساعت 21:5 | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی وبلاگ


اینجا مکانی ست برای سوار شدن بر قایق اندیشه ... درست روی موج نور در دریای جوانی!

اهالی رادیو جوان

باشگاه رادیویی جوان
پرواز شب "شاهین شرافتی"
دورها اوایی است که مرا می خواند "هانیه جوادی منش "
انکار ما "میثم فکری "
وبلاگ برنامه "منطقه اختصاصی"
حلقه وب رادیو جوان
ساده ام ...همین *قاسم اورنگی*
بید مجنون * فاطمه صداقتی *
ستاره زد سلام کن * وحید جلیلوند *
ازاد وش * رضا افتابی *
هستم*سید علی ضیا*
یک سبد ترانه *رضا عزتی*
هامش *حامد مرادیان*
نوشته جات *حامد جوادزاده*
آبینه ها *نادر ختایی*
رویای صدا *سعید پورمحمودی *
یه شنونده * آقای حسینی *
وبلاگ توپ *پاتوق هفتایی ها*
سایت اختصاصی رادیو جوان *پارازیت*

آرشیو

حلقه وب رادیو جوان

وبلاگ گروه "جوان و اندیشه"
فرکانس برتر *زهره بهتاج*
گل یاس *زهره*
صدای جوان ایرانی *فائقه*
تسنیم آفرینان *میلاد تائبی*
حس ششم *ستاره*
کافه اندیشه جوان *سابینا*
جوانان رادیو جوان *پیام*
وایستا همین جاست! شبکه رادیویی جوان *عرفانه*
تا انتها حضور * ریحانه *
آنتن پر سر و صدا *فاطمه*
اکسیر جوانی *معصومه*
به کجا چنین شتابان!
جوان ... * سولماز و فرزانه *
دل نوشته های بارانی * پریسا دختر پاییزی *
یک سبد نجوای زمینی *یه مسافر ، یه قریبه *
دختر بارونی *عرفانه *
دو قطره تا اشک *نویسنده نجوای ملکوت*
پابرهنه زاده ی کوچه های احساس
فراتر از بودن * پریا ابراهیمی *
رویای زخمی پروانه *هانیه *
تک مضراب جوانی *نون.الف*
کنج خیال *نیلوفر*
جوان ناکام *- - - - جون! *
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ radiojavanfans محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم