تبليغاتX
<روی موج نور>

ّ

وارثان عاشورا

زمین را دور می زنم و روزها را ورق می زنم ...زمین کرب و بلا ها و روز عاشورا ها را ...

 "تو بودی و زینب" . تو همواره بودی حتی آن هنگام که غروب بود و زینب بود و لبان قران خوانده ی تو بر نیزه ها !

 "زینب بود و زینب ، همه تو بود ".

زینب اگر زین اب نبود ، تصویرهای کرب و بلایت این چنین زیبا ماندگار نمی شدند...

یا حسین (ع) ! بر زمینی که  ایستاده ام و در روزهای عاشورایی ام اگر جرقه ای از اندیشه های تو نباشد ...!؟

بانو ! اگر بر نگاه های زمینیان این زمین ، در گردش روزهایش بخششی از زینت نگاه زیبای تو نباشد..!؟

بی نگاه تو ، مرز میان این سو و آن سو در نگاه ها سوسو می زند.مبادا تنها بماند...

شما همان " الذین یرثون الفردوس" و ما برای درک فردوس باید عاشورا را به ارث بریم . وارث ، "قرابت " می خواهد ! واقعا" از عاشورا ارثی می بریم و سهمی می گیریم !؟

 


سوز دل سوزناک گفتن سخت است...:

دلنوشت ۱: مدعی خواست که از ریشه کند ریشه ما / غافل از انکه حسین است در اندیشه ی ما...

دلنوشت۲: هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم / و جان نیمه تمامی که داشتم دارم

                 به همرهان که جفا می کنند می گویم / اگرچه گفته ام اکنون بلند می گویم

                 که تا به چشمه نور حیات روزنه ایست / تمام بود و نبودم فدای خامنه ای ست

 


نوشته شده توسط زینب سادات قوام در جمعه 4 دی1388 ساعت 13:39 | لینک ثابت |

جمله ساز

                   واژه ها را بی ساز جمله ها ردیف کردم .

                                                                   به ساز خودت جمله  را بساز !

پیله, 

        پروانه,

                   جاده های ابریشم شده,

                                                                 ......


نوشته شده توسط زینب سادات قوام در سه شنبه 1 دی1388 ساعت 11:21 | لینک ثابت |

اغوش همیشه باز

التهاب های بی امان قلبم ، لرزش دستانم و بی پناهی پاهایم...از دلتنگی پر می شوم و زبانم ناتوان تر از همیشه...

دلم اسمان می خواهد،ارامشی از جنس تو !

و تو ای نزدیک ترین اسمان اشنایی ! بال های خسته ی مرا در سخاوت بی پایانت رها می کنی ...باورم نبود این چنین غیرمنتظره  زانو زده ام در مقابل نگاه تو ، تاب این عظمت بخششت را ندارم و بی وقفه نام اعظم تو را زمزمه می کنم ...

 کنار سقاخانه ، ماه را در کاسه ی کوچکی نگاه می کنم ،چه زلالی عمیقی ! تشنه تر از همیشه ام اما اینجا سیراب شدن از حضور تو معنایی ندارد.

قصه ام را دیوانه وارتر مرور می کنم و حضور طلایی تو را نیز....

ای اغوش همیشه باز ! بی بهانه نوشتن سخت است و بهانه ای تو باشی را ،نوشتن سخت تر ...


پی نوشت : نائب الزیاره دوستان بودم و البته یک اتفاق جالب دیگه. اون هم، دیدار با یکی از دوستان همین حوالی :مهدیه عزیز...

دلنوشت :گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب /گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز/گر چه نیکان همگی بار سفر بربستند/شیر مردی چو علی خامنه ای هست هنوز...

جواب نوشت : در جواب کامنت خصوصی فردی که خودش رو پیرو امام معرفی کرده بود اما شجاعتش رو نداشت که... فقط همینو میگم که امام(ره) مظهر" ازاد اندیشی" ،"منطق" و "ادب" بود!کاش قطره ای از دریای خصوصیاتشون در وجود کسی که خودش رو پیرو این بزرگمرد میدونه باشه!

 


نوشته شده توسط زینب سادات قوام در جمعه 27 آذر1388 ساعت 15:19 | لینک ثابت |

برای فاطمه...

8 سال بعد از ان هنگام که من در اواسط تیر ، سنگ یاقوت را به سینه زدم ، تو بودنت را با اویختن سنگی فیروزه ای در روزهای پایانی اذر و در شب نیمه شعبان قمر آن سال اغاز کردی ...

یادت هست آن خوش سخنی ها و طبع لطیف شاعرانه ی کودکی هایت را ! وقتی سه سالگی ات پر بود از شعرهای فی البداهه ات که هر بار با یک مضمون متفاوت و قافیه هایی کودکانه ، اشعاری با همان نام های یکسان "اتوبوس" و "عروسک" ! می ساختی...و آن اشعار مولانایی که حفظ بودی و با حرکاتی موزون برای هر که می دیدی می خواندی !

فاطمه ی من !

یادت باشد در انتهای مصرع های اشعار زندگی ات ، قافیه ها را درست انتخاب کنی . مراقب باش در قافله ی ثانیه های زندگی ،طوفان های ناخواسته دیوار وجود پاکت را ویران نکند . توربین ها را با دستان خودت و همدستی خدا بساز تا همیشه جز نسیمی روحت را نوازش نکند ، هرچند اگر دستان و پاهایت بلرزند...

فاطمه ی من !

دنیای بزرگی ات را به پاکی و صداقت همان دنیای کوچکی ات بساز و هر روز جشن بلوغت را میان خاطرات کودکی ات شیرین کن...

فاطمه ی من :

 یادت باشد که همیشه فاطمه باشی... !


در ادمه خبر نوشت پست قبل :بهنام احمدپور که مدیریت سابق رادیو البرز را به عهده داشت ،مدیر شبکه رادیویی جوان شد.

 


نوشته شده توسط زینب سادات قوام در یکشنبه 22 آذر1388 ساعت 13:37 | لینک ثابت |

مصرعی کوتاه

خط های نگاهم را مبهم می کشم... و نگاهم , خطوط را روشن می کند .

باور نکردن این باورها به کنار ! هنوز , بار باور این باورنکردنی ها بر دوش ذهنم سنگینی می کند ...

و تو می دانی اوج حقیقت این باور در کف باورهایم باورنکردنی بود .

ارزوهای باران آن روزها ,سرودن این ترانه را اغاز کرد ...

 وقتی که مصرعی کوتاه زیر چشم قافیه ,خیس ردیف های باران شد.زیر نگاه تو ! نگاهی نزدیک تر از.....


خبرنوشت : کله ی صبح است و باران نم نم می زند به شیشه ی ماشین و  حضور دختر خواب الود و پدری سرحال گرما بخش هوای ماشین است!و من در خواب و بیداری به اینده ای روشن می اندیشم!دو نقطه دی!

رادیو روی جوانش تنظیم است و بنده در همان خواب و بیداری درمیان جیغ و دادهای نیما کرمی ...ناگهان با خبری از فردی که اخبار روز را مروز می کند خواب از سرم می پرد : دکتر احمدی از رادیو جوان به شبکه تهران رفت!حال بیابید مدیر شبکه رادیویی جوان را!و اغاز کنید وعده و وعید گرفتن های جدید در مورد حلقه ی وب از مدیر جدید را !باز هم دو نقطه دی!


نوشته شده توسط زینب سادات قوام در سه شنبه 17 آذر1388 ساعت 14:4 | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی وبلاگ


اینجا مکانی ست برای سوار شدن بر قایق اندیشه ... درست روی موج نور در دریای جوانی!


اندیشه من :

اوازه ی او
در سینه ی شب,
این نکته می گفت
این شعله می زد
با عزم رفتن
از رنج و از غم,
هم می توان ره توشه برداشت
هم می توان اسوده پر زد.
غم, اموزگار شاد شب هاست.
غم, اینه دار روی دنیاست.
غم, دعوت دیدار محبوب.
غم, بانگ بیدار سفرهاست.
اوازه ی او,
اهنگ رفتن,در سینه ام ریخت
اشفته ام کرد,اواره ام ساخت,
تا در من اویخت...

اهالی رادیو جوان

باشگاه رادیویی جوان
پرواز شب "شاهین شرافتی"
دورها اوایی است که مرا می خواند "هانیه جوادی منش "
انکار ما "میثم فکری "
وبلاگ برنامه "منطقه اختصاصی"
حلقه وب رادیو جوان
ساده ام ...همین *قاسم اورنگی*
بید مجنون * فاطمه صداقتی *
ستاره زد سلام کن * وحید جلیلوند *
ازاد وش * رضا افتابی *
هستم*سید علی ضیا*
یک سبد ترانه *رضا عزتی*
هامش *حامد مرادیان*
نوشته جات *حامد جوادزاده*
آبینه ها *نادر ختایی*
رویای صدا *سعید پورمحمودی *
یه شنونده * آقای حسینی *
وبلاگ توپ *پاتوق هفتایی ها*
سایت اختصاصی رادیو جوان *پارازیت*

آرشیو

حلقه وب رادیو جوان

وبلاگ گروه "جوان و اندیشه"
فرکانس برتر *زهره بهتاج*
گل یاس *زهره*
صدای جوان ایرانی *فائقه*
تسنیم آفرینان *میلاد تائبی*
حس ششم *ستاره*
کافه اندیشه جوان *سابینا*
جوانان رادیو جوان *پیام*
وایستا همین جاست! شبکه رادیویی جوان *عرفانه*
تا انتها حضور * ریحانه *
آنتن پر سر و صدا *فاطمه*
اکسیر جوانی *معصومه*
به کجا چنین شتابان!
جوان ... * سولماز و فرزانه *
دل نوشته های بارانی * پریسا دختر پاییزی *
یک سبد نجوای زمینی *یه مسافر ، یه قریبه *
دختر بارونی *عرفانه *
دو قطره تا اشک *نویسنده نجوای ملکوت*
پابرهنه زاده ی کوچه های احساس
فراتر از بودن * پریا ابراهیمی *
رویای زخمی پروانه *هانیه *
تک مضراب جوانی *نون.الف*
کنج خیال *نیلوفر*
جوان ناکام *- - - - جون! *
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ radiojavanfans محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم